حاضرین در سایت

ما 28 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

سخن مدیرعامل بخش سوم

 

 

سخن مدیرعامل

بخش سوم
نکته حایز اهمیت در فیزیولوژی تغذیه، کنترل اشتها و بالانس انرژی بوده که توسط سیستم غددی –عصبی (نوروآندوکرین) صورت می گیرد. سیستم اعصاب مرکزی بالانس انرژی را با تنظیم دریافت خوراک و صرف انرژی در پاسخ به علایم هورمونی ،عصبی و تغذیه ای برقرار می سازد.در اسب مقوی بودن مواد غذایی که با افزایش میزان گلوکز خون و اسیدهای چرب فرار آشکار می گردد، ممکن است جنبه های رفتاری خوراک دادن را در کوتاه مدت تغییر دهد.نظم فصلی غلظت هورمون تحریک کننده ملانوسیت و هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک نیز می تواند در دراز مدت در تنظیم دریافت خوراک و بالانس انرژی مشارکت داشته باشد. اثرات آنابولیک (سوخت و ساز ) انسولین روی متابولیسم کربوهیدراتها، چربی ها و پروتیین ها مساله ای است که در فرایند تغذیه در پستانداران باید مورد توجه قرار گیرد. در روند متابولیسم کربوهیدراتها ، میزان انتقال گلوکز در طول غشای سلولهای عضلانی و چربی افزایش می یابد، این در حالی است که تحریک گلوکولیز در بافتهای عضلانی و چربی از طریق فعال شدن هگزوکیناز و فسفوفروکتوکیناز رخ داده و سنتز گلیکوژن در کبد و نسوج چربی و عضلانی تحریک می شود.ممانعت از گلیکوژنولیز و گلوکونیوژنز در کبد، باعث ممانعت از گلیکوژنولیز در عضله می شود.در فرایند متابولیسم چربی در بدن با کاهش در میزان لیپولیز در نسج چربی، اسیدهای چرب غیر اشباع در سرم یا پلاسما ،کاهش می یابند. تحریک سنتز تری اسیل گلیسرول در نسوج ، باعث افزایش دریافت تری گلیسرید از خون به نسج چربی و عضله از طریق فعال شدن آنزیم لیپوپروتیین لیپاز می شود.کاهش میزان اکسیداسیون اسید چرب در عضله و کبد باعث افزایش سنتز کلسترول و به میزان کم تشکیل لیپوپروتیین در کبد می شود.در ارتباط با متابولیسم پروتیین باید بیان داشت که افزایش میزان انتقال بعضی از اسیدهای آمینه (چندزنجیره) در نسج رخ داده و نیز میزان سنتز پروتیین در عضله، نسج چربی ، کبد و سایر نسوج افزایش می یابد.کاهش میزان تجزیه پروتیین در عضله و کاهش میزان تشکیل اوره ،از دیگر رخدادهای متابولیسم پروتیین ها می باشند که باید بدان توجه نمود.انسولین بعنوان یک هورمون فعال در سوخت و ساز ،میزان بازده گلوکز نسجی،اسیدهای چرب و اسیدهای آمینه و ذخیره شدن آنها را تحریک می کند.در اسب نیزهمچون سایر پستانداران ،گلوکز محرک اولیه برای ترشح انسولین می باشد.اسید آمینه آرژنین و لوسین نیز ترشح انسولین را تحریک نموده لیکن برخلاف نشخوارکنندگان افزایش اسیدهای چرب فرار در گردش خون پاسخ ترشحی عمده ای را بروز نمی دهد.اثر ترشح داخلی در جاییکه تجمعی از گلوکز از طریق خوراک حاصل شده باشد ،پاسخ به ترشح انسولین در مقایسه با تجویز داخل وریدی گلوکز بیشتر خواهد بود.این مهم با واسطه گری پپتیدهای معدی روده ای گلوکز وابسته به پلی پپتیدهای انسولینوتروپیک و پپتید شبیه به گلوکاگون صورت می پذیرد.پاسخهای ترشحی انسولین در اسب تحت تاثیر سن و شرایط فیزیولوژِیک (از جمله آبستنی و تمرین ) قرار می گیرد. گلوکاگون ،کاته کولامین ها (نوراپی نفرین و اپی نفرین )، کورتیزول و هورمون رشد مجموعه ای هستند که تحت عنوان هورمونهای ضد تنظیمی گلوکز نامگذاری شده اند.زیرا آنها با عمل انسولین بر روی متابولیسم قند مخالفت می نمایند.بهنگام بروز کاهش گلوکز خون ، این هورمونها بازده گلوکز کبدی را تحریک نموده و ورود گلوکز بداخل نسوج محیطی را کاهش می دهند.کاته کولامین ها و به میزان کمتر کورتیزول و هورمون رشد نیز به حرکت درآوردن و مصرف اسیدهای چرب را تحریک می نمایند.عمل هورمون رشد بر روی متابولیسم چربی بمنظور حفظ توده متراکم بدن بویژه در زمانی که اسب بمدت طولانی از غذا دورمانده و نیز در سایر حالت کاتابولیک بسیار ضروری و حیاتی است.

عوامل چندی در میزان قند و پاسخ های انسولینی اثرگذارند.از جمله می توان به شکل غذای دریافتی نظیر اندازه خوراک،نشاسته،قابلیت هضم پیش سکومی نشاسته و نیز میزان خوراک دریافتی اشاره نمود.اضافه شدن فیبرهای قابل حل و غیرقابل حل در مجموعه غذای غله ای و یا مخلوط نمودن با مقادیر نسبتا" کم از علوفه خشبی کوتاه خرد شده (نظیر کاه)اساسا" تغییری در میزان قند بعد از خوراک خوردن و نیز پاسخهای انسولینی ایجاد نمی کند.پاسخهای گلیسمیک و انسولینی به خوراکهای دانه ای در بعداز ظهر در مقایسه با صبح کمتر می باشد.تغییر روزانه در غلظتهای کورتیزول می تواند در این پاسخهای متفاوت مشارکت داشته باشد. میزان غلظتهای اسیدآمینه آزاد در پلاسما بدنبال هضم غذا افزایش یافته ولی طبیعت و مقدار این افزایش آینه ای نیست بر ترکیب اسیدآمینه ای که از طریق غذا خورده شده باشد آن هم بر اساس تا ثیر متابولیسم اسیدآمینه نسج طحالی. در عضلات اسکلتی دریافت علایم از طریق راپاماتسین هدف در پستانداران مکانیسم مهمی برای تنظیم سنتز پروتیین می باشد.افزایش انسولین و اسیدهای آمینه پس از خوراک خوردن سنتز پروتیین را در عضلات اسکلتی از طریق راپاماتسین تحریک می نمایند.اسیدهای چرب فرار یا با زنجیره کوتاه ،استات،پروپیونات و بوتیرات از منابع اولیه انرژی در اسب می باشند بویژه در حیواناتی که فقط علوفه خشبی دراختیارشان قرار داده می شود.پروپیونات مهمترین ماده در فرایند گلوکونیوژنیک بوده که شاید آنرا بتوان برای بیش از 60% از تولید گلوکز داخلی در اسبانی که با جیره خشبی بالا تغذیه می شوند برشمرد.استات جزیی قابل مرجع در سنتز چربی در نسج چربی اسبان بوده و یکی از عمده ترین منابع سوخت برای نسوج محیطی از جمله عضله می باشد و بیشتر به شکل عصاره در عضله اسکلتی و نسج چربی ذخیره می شود.
ادامه دارد ...
فاطمه زارع