حاضرین در سایت

ما 66 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اهمیت و ضرورت سلنیوم

اهميت و ضرورت استفاده از سلنيوم در تغذيه­ حيوانات

اهميت و ضرورت استفاده از سلنيوم در تغذيه­ حيوانات در اواسط دهه هشتاد به اثبات رسيد.اين عنصر به دو شكل در طبيعت وجود دارد: آلي و غير آلي.

سلنيوم غير آلي در فرمهاي سلنايت، سلنيت، سلنايد همچنين به فرم فلزي يافت ميشود. در مقابل گياهان، سلنيوم را از خاك به فرم سلنايت يا سلنيت دريافت كرده و سلنوآمينواسيدها را سنتز مي كنند. بنابراين سلنيوم يك بخشي از آمينو اسيدهاي متيونين و سيستئين است كه با گوگرد جايگزين شده است.  بيش­ترين شكل معمول مورد استفاده سلنيوم كه در 20 سال گذشته به طور گسترده اي به عنوان مكمل غذاهاي حيواني استفاده شده است ، اشكال معدني سلنيت سديم و سلنات سديم (اساساً به فرم سلنات)است كه تجربه استفاده از سلنيوم در تغذيه حيوانات ، امروزه به ما اطلاعات مهمي براي فهم بيشتر نقش بيولوژيكي اين عنصر ميدهد. محدوديتهاي استفاده از سلنيوم غيرآلي به خوبي شناخته شده است نظير سمي بودن، اثرات متقابل با ساير عناصر، ذخيره كم، كارايي پايين انتقال به شير و گوشت و توانايي كم براي حفظ ذخيره سلنيوم در بدن. متعاقباً بخش زيادي از عنصر مصرف شده، دفع ميشود اما شكلي از سلنيوم كه امروزه استفاده از آن مورد توجه زيادي قرار گرفته مخمر سلنيوم يا سلنيوم آلي است كه با الگوبرداري از طبيعت ساخته شده است. يعني در ساختار آمينواسيدهاي گوگرد دار ، سلنيوم جايگزين گوگرد شده است. مزايايي كه براي سلنيوم آلي عنوان مي شود عبارتند از: سلنيوم آلي از محل جذب آمينواسيدها جذب مي شود بنابراين داراي اثرات متقابل با ساير مواد معدني نیست و رسوب نمي کند و كاملا قابل جذب بوده و در بدن نيز ذخيره مي شود. لذا با استفاده از سلنيوم آلي مي توان غذاهاي غني شده براي مصرف انساني نظير تخم مرغ، شير و گوشت غني شده را توليد كرد. سلنيوم نقش مهمي در سيستم ايمني بازي ميكند.اين عنصر گلبولهاي سفيد خون را در برابر بعضي از مواد سمي مانند اكسيدانها محافظت مي نمايد و اجازه نميدهد اكسيدانها گلبولهاي سفيد را خراب نمايند و از آن­جا كه سلنيوم در جدول تناوبي در زير گوگرد قرار دارد، گياهان و ميكروارگانيسم­ها قادرند از سلنيوم به جاي گوگرد در ساختمان اسيدهاي آمينه گوگرددارمانند: متيونين، سيستين و سيستئين استفاده نمايند و سلنومتيونين، سلنوسيستئين و سلنوسيستين توليد كنند. در بين اين تركيبات تنها سلنومتيونين با بازده بالا از دستگاه گوارش حيوانات جذب مي­شود. برخلاف گياهان، حيوانات توانايي استفاده از سلنيوم را در ساختار اسيد آمينه متيونين ندارند، و تنها مي­توانند سلنيوم معدني را در ساختار اسيد آمينه سيستئين وارد نمايند. سلنيوم در تمام بافت ها و سلولهاي بدن وجود دارد از طريق شيردان ، روده كوچك و تا حدي روده بزرگ جذب ميشود.البته محل اصلي ذخيره ي آن كبد ميباشد پيشنهاد NRC مقدار 3/0 پي پي ام در جيره غذايي بوده است اما در سال 1993،FDA حداكثر سلنيوم مجاز در جيره گاوها را از 3/0 به 1/0 پي پي ام كاهش داد و علت انرا دفع بيش از حد سلنيوم از بدن گاوها و الودگي محيط زيست اشاره كرد. در بعضي از گله ها که منابع غذايي بايد با تزريق سلنيوم غني شود، ميزان توصيه شده تزريق سلنيوم در حدي است كه بتوان سطح سلنيوم خون را بالاتر از 8-10 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر خون حفظ نمود كه براي مناطق مختلف ميزان تزريق شده متفاوت است علايم كمبود با رسيدن غلظت آن به 5 ميليگرم در صد ميلي ليتر خون نمايان ميشود نظير بيماري ماهيچه سفيد در گوساله ها ، سختي عضلات بره ، سقط جنين ، كاهش باروري ، افزايش عفونت هاي رحمي و توليد گوساله هاي ضعيف يا مرده. ميزان سلنيوم موجود در پوشش مويي گاو تعيين كننده كمبود يا مسموميت به اين عنصر در بدن دام ميباشد.اكثر تحقيقات نشان داده اند كه گاوهايي كه داراي ارزش قوام مويي كمتر از 25/0 پي پي ام هستند احنمالاً نياز به مكمل سلنيوم در جيره دارند و اگر اين عدد به بيش از 5 پي پي ام برسد منجر به علايم مسموميت با سلنيوم ميگردد. لازم به ذكر است مقدار بالای مس و روی در جیره ، با جذب سلنیوم تداخل می کند . جنسن (1975) نشان داد که تغذیه 800 قسمت در میلیون مس یا 2000 قسمت در میلیون روی موجب کاهش رشد و تلفات می گردد و تغذیه 5/0 قسمت در میلیون سلنیوم می تواند این عوارض را مرتفع کند. علاوه بر نقش مهم سلنيوم در سيستم آنتي اكسيداني موجود زنده، سلنيوم در ساختار سلنوپروتئينهاي مختلفي نظير تيوردكسين ردوكتاز، سلنوپروتئين P، سلنوفسفات سنتتاز، سلنوپروتئين كپسول اسپرم، ديودينازهاي هورمون تيروئيدي حضور دارد. سلنوپروتئينهاي كشف شده در سلولهاي پستانداران، به دليل ضرورت در دفاع آنتي اكسيداني بدن، عملكرد هورمونهاي تيروئيدي، سيستم ايمني (به ويژه ايمني سلولي)، تشكيل و تحرك اسپرم و عملكرد پروستات اهميت دارند.

مقدار سلنیومی که مسمومیت ایجاد می کند (10تا20قسمت در میلیون) تقریبا 100برابر مقدار نیاز های تغذیه ای آن است . به نظر می رسد که یکی از مکانیزم هایی که سلنیوم از ان طریق سمیت خود را ظاهر می سازد ، رقابت با ترکیب گوگرد دار یا تمایل شدید ان به گوگرد به منظور تشکیل کمپلکس های سلنیوم گوگرد میباشد .

از لحاظ اثر بر انزیم ها ، سمیت سلنیوم به 3دسته تقسیم میشود :

   1-انزیم هایی که سلنیت بر انها بی اثر است  مثل اکسیداز های گلوکز ، لاکتات  و پایرویت  در مغز و 1- تیروز یناز ، گزانتین اکسیداز و الکل اکسیداز کبدی.

    2- انزیم هایی که سلنیوم انها را از طریق انهدام قسمت فعال انزیم متوقف می سازد . این انزیم ها عبارت اند از : سوکسینیک د-هیدروژناز ، کولین اکسیداز ، تیرامینازو د- پرولین اکسیداز.

    3-  انزیم هایی که مستقیما با افزودن سلنیت غیر فعال می شوند مثل ال پرولین اکسیداز ، به نظر می رسد که در این حالت سلنیوم با ترکیب شدن با بنیان فعال انزیم ان را متوقف می سازد.

در پرندگان زیادی سلنیوم باعث کاهش رشد ،  تولید تخم مرغ و جوجه دراوری می گردد و نیز سبب ایجاد ضایعات در جنین می گردد . اورت و لاتشاو (1978)کاهش تولید تخم مرغ و جوجه در اوری را در مرغ های مادر تغذیه شده با هفت قسمت در میلیون سلنیوم گزارش کردند ، در حالی که 9  قسمت درمیلیون فقط موجب کاهش تولید تخم مرغ شد . یکی از ضایعات جالب در جنین تورم سر می باشد  که بدلیل تجمع مایعات و بزرگ شدن بافت است البته در طيور نيز بیشتر غذاهای صنعتی حاوی 1 الی 3 PPm سلنیوم می‌باشند که کافی بنظر می‌رسد. تا کنون در جایی به چشم نخورده است که از راه تزریق ، از این ماده استفاده شده باشد. آنالیز تخمها نشان داده که سلنیوم در مکملها وقتی بالاتر از حد نرمال باشد می‌تواند اثرات سمی برجای گذارد.طبق قوانین موجود در صنایع غذایی استاندارد شده در آمریکا برای این دسته از پرندگان مقدار سلنیوم را PPm 1 در نظر گرفته اند.

نكته ي اخر انكه در مورد شتر مرغ مکمل ویتامین E و سلنیوم را می توان هر روز به مقدار 1 g/kg به شتر مرغ ها خوراند که این مکمل دارای IU 40000 ویتامین E و 40 میلی گرم سلنیوم در هر کیلو گرم است . تزریق ویتامین E و سلنیوم در 25/0 دز برای جوجه های تازه تفریخ شده و 5/0 میلی لیتر برای جوجه های بالای دو هفته سن و تقریبا 5 میلی لیتر برای یک پرنده بالغ د ر هر چهار هفته بصورت درون ماهیچه ای توصیه می شود .

 

 
   

 

سلنیوم

 


الف:تاثير تيمار كردن ويتامين E و سلنيوم در قبل از زايش بر عملكرد توليدي و توليد مثلي گاوهاي 2 ن‍‍ژاد و گوساله هاي انها در نواحي گرمسيري


مواد و روش:


اين ازمايش در ايستگاه پرورش حيوانات اهلي در بونيكاي پاكستان از 40 راس گاو با 2 ن‍ژاد هلشتاين و جرسي(هركدام 20 راس) كه در 3ماهه اخر ابستي بودند انجام گرفت. تمام شرايط در اين 2 نژاد تقريبا يكسان بود وگوساله هاي متولد شده نيز براي اثرات تيمارها نگهداري شدند.
حيوانات گروه 1 كه به عنوان گروه كنترل بودند فقط 20 ميلي ليتر اب نمك نرمال سالين استريل شده بصورت تزريقي ماهيچه اي دريافت كردند.
حيوانات گروه 2 از محلول تزريقي ماهيچه اي ويتامين E به مقدار 50 ميلي گرم و سديم سلنيت 5/0 ميلي گرم /ميلي ليتر دريافت ميكردند.
تزريق ها 2 بار و با فاصله 1 هفته از يكديگر كه هر تزريق 20 ميلي ليتر مقدار داشت كه اولين تزريق حدود 40 تا 60 روز قبل از تاريخ مورد انتظار زايش انجام شد.


نتايج و بحث:


كاهش معني داري در دوره سرويس دهي (service period) 8/35±43/309 در مقابل 73/49±82/167 وجود داشت. در گاوهاي تيمار شده با ويتامين E و سلنيوم نسبت به گروه كنترل در اين مطالعه با نتايج آلن و همكاران (1975) و همكن و همكاران(1978) همخواني داشت. در نتيجه نشان داده شد كه تيمارسازي ويتامين E و سلنيوم قبل از زايش ممكن است باعث كاهش ميزان جفت ماندگي و بهبود در پارامترهاي توليد مثلي بعد از زايش در گاوهاي شيري شوند.


ب:تاثير ويتامين E و سلنيوم بر وقوع جفت ماندگي:(ايكر و همكاران)( 2007)


مواد و روش كار:


اين تحقيق در گله هاي تجاري هلشتاين كه داراي نرخ بالايي از جفت ماندگي بودند انجام شد. گاوهاي خشك تا قبل از زمان زايش در استال هاي جداگانه و با گله هاي بالاتر از 30 راس نگهداري ميشدند. اناليزها از طريق روش oslan انجام گرفت. ميزان جفت ماندگي در طي 12 ماه قبل از زايش و با بررسي 167 راس گاو چند شكم زايش و 66 راس گاو شكم اول انجام شد كه به ترتيب بميزان 1/25و7/16درصد بود. بر طبق اين روش از هر جيره 2 تا 3 بار نمونه گيري و اندازه گيري سلنيوم از ابتداي ازمايش انجام گرفت.
غلظت سلنيوم( پي پي ام) در ازمايشات 1تا5 بترتيب برابر با 035/0 – 035/0 – 105/0 – 109/0 – 082/0 بدست آمد. سلنيوم در جيره هاي بعد از زايش به ميزان 16/0 تا 20/0 پي پي ام بود و فرض مي شد كه اين مقادير كافي باشد.


نتايج و بحث:


بطور كلي سلنيوم(بدون ويتامين E يا با همراه ويتامين E) وقوع جفت ماندگي را در هر 2گروه كاهش داد. كه در گاوهاي چند شكم زايش به ميزان 7/14 درصد و در گاوهاي شكم اول به ميزان 7 درصد بود.بنابرين در همه گروها سلنيوم وقوع جفت ماندگي را به نصف رسانده است(001/0P<). روي هم رفته ميزان وقوع جفت ماندگي در گاوهاي شكم اول بطور معني داري كمتر از گاوهاي چند شكم زاييده مي باشد(001/0P<). اما سلنيوم وقوع جفت ماندگي را در هر 2 گروه به يك اندازه كاهش داد.


ج:تأثیر مکمل Se قبل گوساله زایی روی سلامت پستان در اوایل شیردهی در تلیسه ها در سیستم چرا(Ceballos Marquez et al 2010)


مواد و روش:


140 تلیسه آبستن هلشتاین-فریزین،با جیره پایه حاوی mg/Kg.DM 0/15 Se تغذیه شدند و 1 ماه پیش از زایش پشی بینی شده، تلیسه ها به 3 گروه تقسیم بندی شدند:
1.گروه اول بدون مکملSe
2.گروه دوم یکبار تزریق زیر جلدی باریوم سلنات به مقدار mg/Kg.BW 1 تا زمان زایش
3.گروه سوم سلنیوم مخمر به میزان mg/Heifer/d 3 تا زمان زایش تغذیه شد.


نتايج:


شیوع عفونت های پستانی در هنگام زایش در گروه های Se نسبت به گروه کنترل تمایل به کاهش داشت( نسبت پاسخ به درمان در کوارترهایی که عفونت داشتند در گروه های کنترل و مکمل به ترتیب 69 و 74% بود. اما تفاوتی در پاسخ به درمان بین گروه ها مشاهده نشد).
SCC در گروه های مکمل Se نسبت به کنترل تمایل به کاهش داشت ولی در تمام گروه ها از روز 1 پس از زایش تا انتهای دوره آزمایش رو به کاهش گذاشت.(کاهش معنی داری در احتمال داشتن کوارتر با SCC بالاتر از 500000 در گروه های Se نسبت به گروه کنترل وجود داشت).
مکمل مواد معدنی، بخصوص Se، فعالیت لکوسیت ها و پاسخ ایمنی پستان در مقابل باکتری ها را افزایش می دهد (Piepers et al 2009) و اکنون تصور بر این است که این امر بدلیل تولید سلنوپروتئین هاست که خاصیت آنتی اکسیدانی دارند (Sordillo et al 2007).
Se ، تولید و هجوم سلول های فاگوسیت کننده را به پستان (Erskine et al., 1989)، و ظرفیت باکتری کشی نوتروفیل ها را افزایش می دهد ( .(Gyang et al 1984


د:افزودن Se به آغوز باعث افزایش جذب IgG در گوساله های تازه متولد شده شد(( Kamada et al 2007


مشکلاتی که به سبب آن ممکن است گوساله مقدار مناسب IgG دریافت نکند شامل تولید کم آغوز توسط مادر، غلظت کم IgG در آغوز، عدم تمایل گوساله برای خوردن آغوز و...(Moore et al., 2005) جذب IgG موجود در آغوز، بوسیله سلول های روده و با عمل پینوسیتوز انجام می گیرد. (Kruse, 1983; Kaup et al., 1996)به دلیل آنکه گوساله های تازه متولد شده معمولا دچار کمبود Se هستند در نتیجه مکمل کردن Se روش مناسبی جهت تقویت سیستم ایمنی بدن می باشد.


مواد و روش كار:


به تعداد 30 جفت گوساله هلشتاین، آغوز با / بدون Se داده شد. دوزهای Se اضافه شده به آغوز در آزمایش اول، 2/0، 1 و 5 ppm بود.( در ساعات 2، 12، 24 و 36 ساعت پس از تولد با هربار شیر دادن، این مقادیر در آغوز آن ها تزریق می شد). 1 لیتر از آغوز شماره j طی 2 ساعت پس از تولد و 2 لیتر از هرکدام از آغوزهای شماره k، l و m در ساعات 12، 24 و 36 ساعت پس از تولد به گوساله ها داده شد.


نتايج ازمايش:


مقادیر ppm2/0 Se تأثیر کم روی جذب IgG
سلنيوم ppm 1 Se تاثیر معنی دار بر جذب IgG (20 % افزایش جذب)
اضافه شده ppm 5 Se محدود کردن جذب IgG
IgG آغوز فقط در 24 ساعت ابتدایی تولد و توسط پینوسیتوز (انتقال فعال) سلول های روده انجام می شود. با توجه به اینکه تکامل سیستم ایمنی گوساله برای حفاظت، 1 ماه طول می کشد لذا مکمل سازی آغوز با Se منجر به بهبود سیستم ایمنی در دوران بحران (1ماه ابتدایی زندگی) می شود. و نيز با توجه به اینکه حداکثر جذب IgG در 8 تا 12 ساعت پس از تولد است، لذا غنی سازی با مکمل پیش از این زمان لازم می باشد.
Se بر غشای سلول های اپیتلیال روده تأثیر می گذارد و باعث بیشتر فعال کردن پینوسیتوز در آن ها می شود.
مشاهده شد بر خلاف توصیه های 2001 NRC که غلظت 5 ppm را برای گوساله ها سمی اعلام کرده بود، هیچ مشکلی برای گوساله ها پیش نیامد.


نتیجه گیری کلی:


اضافه کردن Se به آغوز منجر به تقویت سیستم ایمنی گوساله، مرگ و میر کمتر و تحمیل هزینه کمتر به دامدار می شود.
منابع Se با توجه به مقدار مصرف، نوع منبع و همچنین مدت زمان انجام آزمایش می تواند نتایج متفاوتی را بوجود آورد.
سیستم مدیریت گله(شرایط محیطی مثل بهداشت) و نوع تغذیه ( سیستم چرا یا بسته) روی نتیجه آزمایشات مؤثر است.

ه:اثر سطوح مختلف مکمل سلنیوم بر عملکرد، متابولیت های خونی و گوارش پذیری مواد مغذی در بره های نر نژاد مهربان

چکیده:


به منظور بررسی اثر سطوح مختلف مکمل سلنیوم بر عملکرد، متابولیت های خون و گوارش پذیری مواد مغذی در بره های نر نژاد مهربان دو آزمایش انجام شد. در آزمایش اول 18 رأس بره با سن 5-4 ماه و میانگین وزن بدن 7/2 ± 9/35 بطور تصادفی به 3 گروه تقسیم شدند و تیمارها شامل: تیمار اول (جیره شاهد بدون افزودن مکمل سلنیوم، که حاوی 06/0 پی پی ام سلنیوم بود)، تیمار دوم (جیره شاهد + 2/0 پی پی ام سلنیوم بصورت سلنیت سدیم) و تیمار سوم (جیره شاهد + 4/0 پی پی ام سلنیوم بصورت سلنیت سدیم) بود. این آزمایش 70 روز به طول انجامید. در روز های صفر، 35 و 70 آزمایش خونگیری انجام شد.
در آزمایش دوم 4 رأس بره از هر کدام از گروه های آزمایش اول بطور تصادفی به قفس های متابولیکی انتقال یافتند تا اثر مکمل سلنیوم بر گوارش پذیری ظاهری مواد مغذی اندازه گیری شود. آزمایش قابلیت هضم شامل 12 روز عادت پذیری و 6 روز جمع آوری نمونه ها بود. این تحقیق بصورت طرح کاملاً تصادفی انجام شد.
افزودن سلنیوم به جیره تأثیر معنی داری بر عملکرد بره ها نداشت. در بین تیمار ها اختلاف معنی داری از لحاظ غلظت عناصر معدنی پلاسما، متابولیت های چربی سرم و همچنین گوارش پذیری مواد مغذی جیره وجود نداشت. در تیمارهای دریافت کننده سلنیوم، کاهش معنی داری در غلظت هورمون تترایدوتیرونین (T4) و افزایش معنی داری نیز در غلظت هورمون تری-یدوتیرونین (T3) سرم و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) خون کامل مشاهده شد. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می دهد که با سطح 2/0 پی-پی ام سلنیوم نیاز بره های در حال رشد مهربان، تأمین می شود.
سلنیوم به عنوان یک ماده مغذی ضروری ، به دلیل فقر آن در خاک اکثر مناطق و به دلیل کمبود آن در جیره های معمول ، باید به عنوان یک مکمل به جیره طیور صنعتی افزوده شود. دستیابی به مقادیر کافی سلنیوم در جیره با توجه به نقشهای متعددی که این عنصر در فرایندهای حیاتی ایفا می کند ، از اهمیت زیادی برخوردار است. مکملهای سلنیوم عموما به دو فرم غیر آلی Sodium selenate و Sodium selenite ( متداولترین فرم سلنیوم بعد از دهه 60 میلادی) مورد استفاده قرار می گیرند.که در قیاس با سلنیوم آلی( با منشا مخمر) هم از میزان جذب و اثر کمتری برخوردارند و هم سمیت بیشتری دارند. مطالعات و مقالات متعددی نشان داده اند که سلنیوم غیر آلی منبع مناسبی برای تامین نیاز پرنده نمی باشد. در مقابل سلنیوم آلی به دلیل شباهت ساختاری با سلنیوم با منشا داخلی ( Endogenous Se ) هم از قابلیت جذب بسیار بهتری برخوردار است و هم به خوبی در بدن پرنده ذخیره می شود. مهمترین مزایای استفاده از سلنیوم با منشا آلی به قرار زیر می باشد : 1- اثرات آنتی اکسیدانی برای خنثی سازی رادیکالهای آزاد به ویژه در شرایط استرس2- بهبود پاسخ ایمنی3- بهبود باروری در هر دو جنس
الف ) در پرنده نر - افزایش حجم مایع منی- افزایش غلظت اسپرمانوزوآ- افزایش فعالیت و motility اسپرمانوزوآ
ب) در پرنده ماده- افزایش تولید تخم مرغ - افزایش Embryo viability - افزایش میزان هچ- افزایش وزن تخم مرغ- افزایش بقای اسپرم در دستگاه تناسلی ماده4- پردرآوری سریع5- ایجاد منبع ذخیره غنی از سلنیوم در زرده و افزایش Maternal transfer . در نتیجه جوجه هایی که هچ می شوند مقدار مناسب سلنیوم را در ساعات اولیه زندگی دریافت می کنند که هم به بهبود پاسخ ایمنی کمک می کند و هم در ساختار و عملکرد گروهی از آنزیمها و پروتئینها موسوم به Selenium containingenzyme and protein شرکت می کند.


و:در یک آزمایش سه تیمار آزمایشی انتخاب شد؛ تغذیه با جیره معمولی، تغذیه با جیره حاوی سلنیوم معمولی، تغذیه با جیره حاوی سلنیوم ارگانیک


درصد جوجه درآوری در مرغان تغذیه شده با جیره حاوی سلنیوم ارگانیک اثر مثبتی نسبت به درصد جوجه درآوری سایر مرغان داشت . در پایان آزمایش 100 درصد مرغ های تغذیه شده با سلنیوم ارگانیک، هنوز در حال تولید بودند؛ این عدد برای گروه کنترل فقط 87 درصد و برای مرغان تغذیه شده با سلنیوم معمولی 90 درصد بود . تعداد کل جوجه های تولید شده از مرغ های به کار رفته در این آزمایش، 131 عدد برای گروه کنترل، 139 عدد برای گروه سلنیومی، 145 عدد برای گروه دریافت کننده سلنیوم ارگانیک بود در نتيجه یکنواختی وزن در جوجه های بدست آمده از گروه سلنیوم ارگانیک در مقایسه با گروه سلنیوم غیر ارگانیک بهتر بوده است .
میزان مرگ و میر در پولت های بوقلمون اهمیت ویژه ای دارد . این در حالی است که فواید انتقال مواد معدنی آنتی اکسیدانی به درون تخم ها، ثابت شده است و بر همه گونه های مرغی تاثیر دارد . بقای رویان، بخش عمده و مهم تولید اقتصادی بوقلمون هاست . مزایای اقتصادی استفاده از مواد معدنی ارگانیک درتولید پولت در زمان جوجه درآوری و بقای

رویان و جوجه، قابل مشاهده است .

 

ز:تأثیر سطوح مختلف سلنیوم آلی و ویتامین E بر عملکرد و کیفیت گوشت در بلدرچین ژاپنی

چکیده:


به منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف مکمل آلی سلنیوم و ویتامین E بر عملکرد و کیفیت گوشت بلدرچین، آزمایشی با

استفاده از 480 قطعه بلدرچین ژاپنی در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو سطح سلنیوم (2/0 و 4/0 میلی گرم در کیلوگرم) و 3 سطح ویتامینE (18، 90 و 180 میلی گرم در کیلوگرم) با 4 تکرار و 20 قطعه در هر تکرار انجام شد. نتایج حاصله نشان داد افزایش وزن، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. با افزایش مکمل ویتامین E جیره، ظرفیت نگهداری آب گوشت ران به طور معنی داری افزایش یافت ولی اختلاف بین سطح 90 و 180 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E معنی دار نبود. درصد ماده خشک و اسیدیته گوشت تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. مقدار مالون دی آلدهید گوشت تحت تأثیر رابطه متقابل سلنیوم با ویتامین E قرار گرفت. تیمارهای حاوی 2/0 و 4/0 میلی گرم در کیلوگرم سلنیوم آلی و 180 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E، کمترین میزان مالون دی آلدهید را داشتند. با افزایش مدت زمان نگهداری گوشت، میزان مالون دی آلدهید تولید شده افزایش یافت.

نتایج این تحقیق نشان می دهد که افزودن مقادیر بالای سلنیوم و ویتامین E (تیمار حاوی 4/0 میلی گرم در کیلوگرم سلنیوم آلی و 180 میلی گرم در کیلوگرم ویتامین E) به عنوان آنتی اکسیدان به جیره بلدرچین، پایداری اکسیداتیو، مدت زمان نگهداری و کیفیت گوشت را بهبود می بخشد.

موننسین

 

موننسین:

     يونوفرها باعث تغيير وضعيت جابجايي يونها در طرفين غشاهاي بيولو‍ژيك ميكروبهای شكمبه مي شود
   
مكانيسم عمل يونوفرها در شكمبه باعث افزايش توليد پروپيونات و كاهش توليد استات و متان مي شود و همچنين باعث افزايش قابليت هضم پروتين وماده خشك مي شود


 مزیت و اثرات استفاده موننسین و دیگر یونوفرها در تغذیه گاو و گوسفند:

     کاهش مصرف غذا متعاقب با افزایش وزن روزانه
   
بهبود ضریب تبدیل غذایی
   
افزایش مختصری در ویژگیهای کیفی لاشه
   
زودتربالغ شدن تلیسه ها (در حدود یکماه)
   
افزایش تولید اسید پروپیونیک و کاهش تولید اسید استیک در شکمبه
   
احتمالا صرفه جویی در مصرف پروتیئن جیره (نیاز کمتر ) یا استفاده بهینه از آن
   
كاهش تولیدمتان وبهبود فرآیند تخمیر در شکمبه
   
کاهش میزان عبور مواد از شکمبه و کاهش میزان تجزیه –نوسازی محتویات ان
   
افزایش قابلیت   هضم علوفه با کیفیت پائین
   
افزایش اندک در هضم نشاسته موجود در جیره های غنی از مواد دانه ای
   
کاهش تجزیه پروتیئن در شکمبه و عبور بیشتر مواد آلی برای هضم شدن در روده ها
   
افزایش ذخیره یا تجمع پروتیئن در بدن گاوانی که از جیره های با پروتئین کم یا متوسط تغذیه می کنند
   
کنترل یا کاهش قابل توجه شدت و فراوانی وقوع بیماری کوکسید یوز در گاو و گوسفند بویژه با مقدار 30گرم یونوفر در هرتن غذا
   
اثر بر روی میکروب های گرم مثبت (بر میکروبهای گرم منفی تاثیر ندارد)
   
کاهش رشد استرپتوکوکوس بویس و سایر میکروارگانیسم های مولد لاکتات در شکمبه ( این کار در کاهش وقوع اسید وز مهم است)

    تنظیم نسبی مصرف غذا در برنامه های غذایی آزاد
   
کاهش مقادیر اضافی یون هیدروژن (صرفه جویی در انرژی)
   
افزایش نفوذ   پذیری غشاء سلولی در برابر بعضی از یونها
   
موننسین در شکمبه اثرات متنوعی دارد و به همین دلیل برای درمان کتوز گاوان شیری و کنترل نفخ در گاوان شیری که در مرتع تغذیه می کنند ،استفاده می شود . برای مورد اخیر، موننسین به شکل کپسولهایی که مقدار مشخصی دارو را آزاد می کنند (300میلی گرم دارو در روز ) به مدت 100 روز تجويز ميشود.


 بروز پاسخ ها در صورت استفاده از موننسین که سبب بهبود رشد می شود


     بهترین مقدار موننسین در جیره ای که 90درصد ماده خشک دارد، Ppm33 می باشد. این مقدار دارو، ضریب تبدیل غذایی را در حدود 6/10 در صد بهبود می بخشد . این وضعیت در گاوانی که ازجیره های حاوی مقدار زیادی مواد خشبی تغذیه می کنند دیده می شود بطوری که با تجویزدارودراین گاوان، مصرف غذا زیاد تغییر نمی کند ولی افزایش وزن روزانه درحدود 7/14 در صد بوده و ضریب تبدیل غذایی در حدود3/15 در صد بهبود می یابد . در دامهای مرتعی افزودن روزانه 200 میلی گرم موننسین بر کار آیی رشد باعث شده که در 95 در صد از دامداری های ایالات متحده از این دارو درجیره گاوان پروری استفاده شود
   
بهترین مقدار توصیه شده برای موننسین روزانه 200میلی گرم برای هر دام یاPpm10-40


 سمیت یونوفرها


 دوز درماني و دوز سمي و كشنده اين دارو نزديك هم اند (در جوجه ها LD= 284 ± 47 ميلي گرم در هر كيلوگرم مي باشد)

 اگر یونوفرها بیش از مقدار توصیه شده همراه با غذا تجویز شوند می توانند مستقیما برای گوسفندان ، گاوان و اسبان سمی باشند . همچنین ممکن است که تداخلات دارویی شدیدی   را ایجاد کنند . تداخلات دارویی سمی بین موننسین و چندین آنتی بیوتیک استفاده شده در بوقلمون ها ، ماکیان ،خوکها و گوساله ها مشاهده شده است . نظیر این تداخلات در ماکیان ،بین ناراسین و تیامولین و سالینومایسین و تیامون نیز مشاهده شده است . مواردی از مسمومیت بالینی با موننسین در اسب در نتیجه تغذیه تصادفی  اسبها   با مکمل های غذایی طیور یا گاو یا خوراندن جیره آلوده شده به این دارو گزارش شده است .
اسبان نسبت به مسمومیت با یونوفرها حساسیت ویژه ای دارند ولی وقوع این حالت به ندرت در آنها گزارش شده است و این مساله باعث میشود تا در مزارعی که براي مقاصددرمانی از یونوفرها در جیره بقیه گونه های دامی استفاده میشود ، مسمومیت با یونوفرها نیز در تشخیص تفریقی اختلالات گوارشی با درگیریهای اندامهای حرکتی منظور شود .
افزودن مقدار مناسب از دارو ها   به جیره غذایی بسیار مهم است . تجویز موننسین به مقدار توصیه شده   ممکن است باعث مسمومیت با نیتریت در گاوان دریافت دارنده جیره غنی   از نیترات گردد.
مسمومیت با موننسین ممکن است بر حسب نوع گونه و اینکه چه اندامهایی بیشتر در گیر شده اند ، علایم بالینی و آسیب شناسی   متنوعی را بوجود آورد
از علائم بر جسته این مسمومیت می توان به بی اشتهایی ،آتاکسی ، افسردگی ،َسختی تنفس ، فلجی و میو گلوبینوری اشاره کرد
در کالبد گشایی نشان داده شده که در تمام گونه ها در عضلات قلبی و اسکلتی دام تلف شده ،نکروز بوجود می آید.
نخستین مورد مرگ و میر در گاو ممکن است 60 ساعت پس از خوردن موننسین روی دهد .گاو معمولا بدون افزایش تحریک پذیری و دست و پا زدن تلف می شود . در گوسفند ، خوک و سگ ،از علایم عمده مسمومیت با موننسین می توان به ضعف عضلانی و میو گلوبینوری اشاره کرد .
اثرات سمی یونوفرها در سطح سلولی را می توان به شکل گیری کمپلکسهای چربی دوست با کاتیونهای یک یا دو ظرفیتی NA ،K ،Ca و ایجاد تغییراتی در روند انتقال این کاتیون ها در طرفین غشاهای سلولی نسبت داد .موننسین با انتقال یون سدیم بر خلاف شیب غلظتی سلولی ،باعث میشود تا غلظت این یون در داخل سلول افزایش یابد .افزایش غلظت سدیم در داخل   باعث میشود که یون کلسیم از مایع خارج سلولی وارد سلول شود و افزایش بیشتر غلظت یون سدیم در داخل سلول باعث میشود که خروج یون کلسیم از میتوکندریها نیز سریع شده و در نهایت غلظت این یون در داخل سلول افزایش یافته و به حد سمی می رسد.


 درمان مسمومیت


     همان طور که شرح داده شد ،آنتی یوتیک های یونوفری حاشیه سلامتی کمی دارند (ضریب در مانی آنها پایین است ) و در صورت مصرف همزمان آنها با دیگر   داروها ، متابولیسم و دفع آنها از بدن مختل می شود .این روند باعث افزایش غلظت یونوفرها در بافتها شده و خطر مسمومیت را افزایش می دهد . زیاد کردن میزان   داروی افزوده شده به جیره غذایی به ویژه در بره ها نیز می تواند مشکل آفرین باشد . هیچ پادزهری برای مسمومیت با آنتی بیوتیکهای یونوفری وجود ندارد
   
خوراندن روغنهای معدنی درابتدای مسمومیت می توان به خارج کردن موننسین باقیمانده در دستگاه گوارش کمک کند . ترزیق داخل وریدی مایعات ایزوتونیک به مقدارزیاد ، از کم آب شدن بدن و بروزشوک هیپوولمیک جلوگیری واحتمال آسیب کلیوی را به حداقل می رساند.


 نكات و اثرات یونفرها در گاوهای شیرده:


 نیاز دام به گلوکز و انرژی به علت رشد بیش از حد جنین در راستای آبستنی (21 روز مانده به زایمان)و تولید شیر (21روز بعد از زایمان) به شدت افزایش می یابد. ((Drackley et.al 2001 نشان داد که در طی این 42 روز، مصرف گلوکز در گاوهای هلشتاین از 1000 تا 1100 گرم در روز به 2500 گرم در روز افزایش خواهد یافت. مسیر گلوکونوژنیک کبدی حدود 70% نیاز گلوکوزی دام را تامین می کند، و به طور عمده پروپیونات پیش ساز اصلی تولید گلوکز در کبد می باشد. علاوه بر آن اسیدهای آمینه (AA) و لاکتات جذب شده، از لوله گوارش به عنوان، منابع داخلی نیز از پیش ساز های گلوکز ساز می باشند.

 در اوایل شیردهی، میزان ماده خشک مصرفی، جهت تولید و نگهداری دام کفایت نمی کند، در نتیجه دام در بالانس منفی انرژی قرار دارد. جهت جبران این کمبود، اسیدهای چرب زنجیر بلند، از بافت چربی تجزیه شده، و وارد پلاسما می شوند، و به صورت اسیدهای چرب استریفه نشده، (NEFA) در پلاسما جریان داشته و به کبد رفته و اکسیده می شود. در نتیجه افزایش بیش از حد چربیها در اوایل دوره شیردهی، تولید اجسام کتونی با کاهش تولید شیر و کاهش خوراک مصرفی و کاهش توان ایمنی بدن مرتبط می باشد. یونفرها با تحریک مسیرهای گلوکوژنیک ( به خصوص مسیر کبدی) باعث تعدیل بالانس منفی انرژی در بدن می شوند، میزان غلظت گلوکز خون در گاوهایی که با جیره حاوی یونفرها تیمار شده اند بالاتر بود.
 
در اواخر آبستنی یونفرها با افزایش فعالیت مسیر گلوکوژنیک و افزایش ترشح انسولین، باعث افزایش فعالیت سنتز گلوکز می شوند، بدون اینکه غلظت گلوکز خون تغییر کند گلوکز تولید شده به همراه انسولین و با سوزاندن بیشتر گلوکز انرژی بیشتری جهت نیاز بافتها و رشد جنین تولید می کند. به طریق مشابه یونفرها با افزایش گلوکز قابل دسترس، گلوکز مورد نیاز را در اختیار غدد پستانی جهت سنتز شیر قرار می دهند.
به طور کلی یونفرها مخازن گلوکزی بدن را افزایش می دهند، بدون اینکه در میانگین گلوکز خون تغییری وارد شود. در گاوهایی که با استفاده از یونفرها تیمار شده بودند نسبت به گاوهای شاهد کاهش معنی داری در غلظت خونی بتاهیدروکسی بوتیرات (BHBA) مشاهده شد، در این آزمایش حدود 150 تا 450 میلی گرم در روز موننسین در حدود 56 روز قبل از زایمان تا 35 روز بعد از زایمان مورد استفاده قرار گرفت، گاوها در این آزمایش از جیره TMR استفاده کردند.
به طور کلی استفاده از یونفرها باعث افزایش سنتز گلوکز می شود، که به نوبه خود باعث افزایش ترشح انسولین و کاهش متالیزه شدن چربیهای بدنی و کاهش میزان NEFA می شود، که در نتیجه آن فعالیت CPT1 کاهش می یابد، و باعث کاهش ورود اسیدچرب به میتوکندری کبدی می شود، و در نتیجه باعث کاهش تولید اجسام کتونی و اکسیداسیون اسیدهای چرب می شود. در بیشتر مطالعات، غلظت خونی NEFA توسط یونفرها تحت تاثیر قرار نگرفت احتمال دارد که تولید اجسام کتونی کبدی با مهار 3- هیدروکسی 3- متیل گلوتاریل کوآ کاهش یابد، علاوه بر آن با استفاده از یونفرها تولید بوتیرات در شکمبه کاهش یافته و در نتیجه آن تولید بتاهیدروکسی بوتیرات (BHBA) از بوتیرات در دیواره شکمبه کاهش می یابد و در نتیجه آن میزان BHBA خون کاهش می یابد.


 عملکرد گاوهای شیری تغذیه شده با یونفرها:


  گاوهای شیری که با یونفرها تغذیه شده بودند، عملکرد تولیدی آنها بالا رفت و اختلاف معنی داری بین ماده خشک مصرفی آنها با جیره کنترل مشاهده نشد. ولی در بعضی از مطالعات با مصرف یونفرها ماده خشک مصرفی دام ها کاهش یافت، میزان استفاده از یونفرها در جیره به مرحله شیردهی دام ها بستگی داشت نه نوع خوراکی که مصرف می کنند. استفاده از یونفرها در تغذیه گاوهای شیری میزان چربی شیر آنها را به شدت کاهش داد، این کاهش به میزان یونفرهای مورد استفاده، مرحله شیردهی، BCS گاو و مرحله شروع تیمار و نوع جیره بستگی دارد.


 ادعا هایی جدید برای خوراک گاوهای شیری


     1.رومنسین باعث کاهش درصد چربی شیر میشود هنگامی که در یک رنجmg/24-16 ماده خشک مصرفی (کنسانتر + علوفه) اضافه گردد. در خلاصه ای از 9 آزمایش تغذیه ای درصد چربی شیر از 3.67% در گروه شاهد به ترتیب به 3.49% و 3.35% با افزودن mg/ kg 16 و mg/ kg 24 موننسین به جیره اعلام گردید. زیرا با افزایش تولید شیر به طور کلی چربی شیر به میزان بسیار کم با مصرف mg/kg 16 و به صورت معنی دار با مصرف mg/kg24 کاهش می یابد. با این حال به نظر میرسد تاثیر بر چربی شیر متغیر باشد. دکتر مایک هاتسون (2005) نشان داد که فقط یک سوم از مدیران گاوداری کاهش چربی شیر را بعد از مصرف موننسین گزارش داده ا ند.

     گاوهای هلشتاین تغذیه شده با موننسین  با متوسط چربی شیر بالای 3.8% با تاثیر جزئی و یا بدون هیچگونه اثری بر روی چربی شیر گزارش داده شدند. گله های با چربی شیر پایین ،کمتر از 3.5% کاهشی بین 1/. تا 4/. درصد را گزارش داده اند.  کارایی این محصول جهت کاهش درصد چربی شیر ممکن است تحت تاثیر فاکتورهای غذایی قرار بگیرد. کاهش بازدهی ممکن است با رژیمهای با فیبر بالا یا چربیهای غیراشباع بیشتر رخ دهد.

     2.رومنسین برای به حداقل رساندن کاهش اسکور بدن در طول دوره  شیردهی زمانیکه دامها در یک رنج mg/kg/dry matter 24-8 ماده خشک تغذیه شده باشند توصیه می گردد. در 9 آزمایش انجام شده گاوها در اوایل شیردهی اسکور بدنی کمتری را از دست دادند که این نتیجه سازگار با تمام سطوح مصرفی موننسین بود.
    3.
رومنسین برای بهبود راندمان خوراک از طریق افزایش تولید پروتئین شیر زمانیکه دام تغذیه شود در یک رنج mg/kg/dry matter24-16 ماده خشک توصیه میگردد. بهبود در راندمان استفاده از خوراک به طور کلی بر دو قسم است. گاوهای تغذیه شده با موننسین در اوایل شیردهی با مقدار همسان ماده خشک، شیر بیشتری تولید می کنند. پس از 50 روز از شیر دهی با اینکه مصرف ماده خشک کاهش پیدا کرده بوده اما تولید شیر در گاوهای تغذیه شده با موننسین بیشتر میشود. بهبود در بازده خوراک 4-2.5 درصد گزارش شده است. برای گاوهای تغذیه شده با موننسین نسبت سود به هزینه 5 به 1 می باشد.


 هشدارهای استفاده از موننسين در رژیمهای غذایی گاوهای شیری:


 A ) مصرف mg/kg 24 موننسین در گاوهای شکم اول ممکن است باعث افزایش ادم پستان و افزایش تعداد تلقیح به ازای هر آبستنی گردد. در 9 آزمایش تغذیه ای در کانادا و آمریکا که شامل 357 (گاو شیری شکم اول)و 609 (گاو شیری شکم دوم و بیشتر) بود ادم پستان در گاوهای کنترل از 2.2 به 3.4 درصد و 5.6 درصد در رنج مصرفی mg/kg 16 و mg/kg 24 افزایش می یابد .تعداد تلقیح برای هر آبستنی در گاوهای چند شکم زا با تغذیه موننسین مشکلی ایجاد نمی شود. گاوهای شکم اول که با mg/kg 24موننسین تغذیه شده بودند 2.13درصد افزایش میزان تلقیح برای باروری را در مقایسه با گروه شاهد که با mg/kg 16 موننسین تغذیه شده بودند را نشان میدهند.

 B )استفاده مداوم از موننسین در گاوهای شیری ممکن است باعث افزایش نرخ دو قلو زایی و مرده زایی و تولد گوساله های ماده با وزن بالاتر گردد. نرخ دو قلو زایی و مرده زایی برای گاوهایی که در کل دوره موننسین تغذیه شده اند به صورت پراکنده (نه آماری) بالاتر بوده است. اگر چه تولد گوساله های ماده به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل بالاتر بوده است اما این تفاوت در تولد گوساله های نر قابل توجه نبود.

     از اولین نشانه های SARA (اسیدوز تحت حاد شکمبه )کاهش و نامنظم شدن مصرف خوراک می باشد. که این امر منجر به کاهش تولید و عواقب طولانی مدت مانند لنگش و از دست دادن وزن و اسکور بدنی می باشد. عواقب اقتصادی اسیدوز تحت حاد جای شگفتی دارد. ضرر و زیان برآورد شده به صنایع لبنی شمال آمریکا بین 500 میلیون تا 1 میلیارد دلار در سال است. آزمایشات اخیر توسط lunn و همکاران نشان داد که موننسین میتواند تاثیر مثبتی بر مصرف غذا در میان گله های مبتلا به اسیدوز تحت حاد داشته باشد. نشان داده شد که گاوهای مبتلا به اسیدوز تحت حاد با مصرف موننسین تعداد وعده های غذاییشان افزایش داده شد. اعتقاد بر این است که افزایش تعداد وعده های غذایی باعث مصرف نشاسته کمتردر هر وعده غذایی  و تولید محیط شکمبه با ثبات تر می گردددامهای تغذیه شده با kg/day2.8-1.5 یا بیشتر موننسین ، 4-3.6 کیلوگرم شیر بیشتری نسبت به گروه شاهد تولید کردند.


  تاثیر موننسین بر اسیدوز:


     استفاده زیاد از جیره با نشاسته بالا باعث افزایش تولید اسید لاکتیک و کاهش PH شکمبه می شود که در نهایت منجر به اسیدوز لاکتیکی می گردد . که باعث افت تولید و تغییر درصد چربی شیر می شود .
   
باکتریهای تولید کننده اسید لاکتیک نسبت به یونوفرها حساس می باشند . در نتیجه استفاده از موننسین و کاهش جمعیت لاکتوباسیل ها در شکمبه خطر ابتلا به اسیدوز کاهش می یابد.


مزایا و اثرات استفاده از موننسین:


  بهترین دز مصرف300 تا 350 میلی گرم ( 30تا 35 گرم )در روز می باشد .
 
موننسین تا 4 ماه پس از مخلوط شدن با خوراک خاصیت خود را حفظ کرده و قابل استفاده می باشد .
 
موننسین هیچ ماندگاری و اثری در گوشت و شیر ندارد.


 موارد احتياط:


  مصرف اين دارو در اسب و ساير تك سمي‌ها مجاز نمي‌باشد. از مصرف اين دارو در مرغها و بوقلمونهاي تخمگذار خودداري شود. از مصرف همزمان موننسين با تيامولين خودداری نمائيد، حداقل فاصله زماني از مصرف اين دو دارو با يکديگر 7 روز ميباشد. از مصرف همزمان موننسين با ساير داروهای ضد کوکسيديوز خودداری نمائيد.